السلام علیک یا ابا الفضل العباس :

دستهایت دست امداد خداست 

وسعتی از عرش حق تا کربلاست 

دستهایت قفل درمان منست 

آبرو و دین و ایمان منست 

دستهایت باب سر سرمد است 

چون ستونی بر طریق احمد است 

دستهایت پایه ی عرش خداست 

حلقه ای از  نای دل تا کربلاست 

من دخیلم را به دستت بسته ام 

بر کمند زلف تو دل بسته ام 

دست بگشا ای ابا الفضل علی 

ای که لطف حق به دستت منجلی 

باز کن با دست خود این بسته ات 

ده شفا با دست خود این خسته ات 

من بجز دستت ندارم چاره ای 

گشته ام شیدایی و آواره ای 

من یقین دارم که دستت ساحل است 

چون که حلال هر آنچه مشکل است 

جان من قربانی دست شما 

این دل شوریده سرمست شما 


۴ شهریور ۱۳۹۰