پیشنهادی به رییس جمهور

آقای رییس جمهور سلام

از آنجا که طراح سوال مهرورزی و موانع آن در جامعه  شخص شما هستید، پیشنهادم را نیز خطاب به شما می نویسم

آقای احمدی نژاد

از دانش آموزان و دبیران سوال کردید که موانع مهرورزی در جامعه چیست ؟ و چه کسانی نمی خواهند انسانها دوست ، یار و عاشق یکدیگر باشند ؟

آقای رییس جمهور به شما پیشنهاد می کنم اگر بدور از هر گونه جنجال سیاسی و غیر سیاسی و بی اعتنا به هر گونه فعالیت کلیشه ای و تکراری تبلیغاتی ، واقعا و حقیقتا بدنبال این پرسش هستید که موانع محبت را شناسایی کنید، بیایید و برای یکسال هم که شده نظام فعلی ارزشیابی در آموزش و پرورش را حذف کنید تا آنوقت به گنجینه ای عظیم از نیرو های فعال و مخلص و عاشق در آموزش و پرورش دست یا بید .

آقای ریس جمهور

 در شرایطی که کوچکترین رفتار معلم که سلام و احوالپرسی روزانه او با همکارانش است در چنته ارزیابی های اداری بالا و پایپن می شود باور کنید که بروز رفتار های محبت آمیز و عشق ورزیدن خالصانه کار بسیار دشوار و طاقت فرسایی است .

 آقای احمدی نژاد

 متاسفانه بر خلاف میل درونی من ، شما و خیلی از دلسوزان نظام تعلیم و تربیت ، بسیاری از رفتار های غلط اگر چه به شوخی هم باشد در بین همکاران فرهنگی باب شده و این زنگ خطری است که اگر دیر بجنبید ریشه تعلیم و تربیت خالصانه و دلسوزانه را از بیخ و بن بر خواهد کند .

اینکه معلمین در سلام و احوالپرسی روزانه (البته به شوخی اما شوخیی که احتمال تبدیل شدن آن به واقعیت بسیار زیاد است ) به یکدیگر می گویند : با مدیر گرمتر احوالپرسی کنیم تا ارزشیابی و به دنبال آن دریافتی بالا تری داشته باشیم ، یا زمانی که یکی از دبیران سوغات یا هدیه ای به سایر همکاران و از جمله مدیر تقدیم  می کند به شوخی و یا شاید هم به جدی می گوید : باور کنید به خاطر ارزشیابی نیست و یا زمان دیگری که یکی از همکاران بخشهایی جالب از یک نوشته ادبی را برای مطالعه  دیگر همکاران بر روی تابلوی اعلانات نصب می کند و با این واکنش جدی همکاران روبرو می شود که این کار حتما در ارزشیابیت موثر خواهد بود و یا مثالی دیگر ، زمانی که مدیر برای تشویق همکاران برای انجام فعالیتهای رایانه ای به آنان گوشزد می کند که این کار در ارزشیابی انان موثر است و یا زمانی که همه همکاران به  دبیری که  دستی توانا در نویسندگی دارد خطاب و عتاب می کنند که چرا در فراخوان پرسش مهر شرکت نمی کنی تا از امتیاز ویژه اش برخوردار شوی و هیچکس  حتی به ذهنش هم خطور نمی کند که به آن همکار روان نویس بگوید که بنویس تا بلکه دردی از درد های جامعه را حل کنی ......و یا زمانی که .....

آقای احمدی نزاد

 اگر بخواهم مثال بزنم صدها و هزار ها از این موارد را در ذهن خود انباشته دارم اما شاید بغض گیر کرده در گلو مجال  ذکر ادامه مثالها را به من ندهد ولی باور کنید آقای رییس جمهور با این ارزیابی تقریبا که چه عرض کنم ، مطمئنا مسخره ای که در آموزش و پرورش وجود دارد دیگر نباید انتظار داشت که امثال رجایی و با هنر در این سیستم تربیت شوند.

آقای احمدی نژاد

شما خوب می دانید که راز ماندگاری یک عمل در طول تاریخ و راز جاودانگی انسانهای خدا پرست نیتهای صادقانه و مخلصانه آنان بوده است ، اگر رجایی و مطهری و با هنر همچنان در قلبها و ذهنهای ما عزیزند چون برای هیچ احدی غیر از خدا کار نکردند ، اگر امام خمینی همچنان محبوب قلبهاست ، اگر یاد شهید چمران اشک بر چشمهای دوستدارانش جاری می کند ، اگر شهید صیاد شیرازی و صدها و هزارها چهره محبوب دیگر در روح و روان ما زنده اند چون کارشان خدایی بود و جز خدا انگیزه دیگری را در نظر نداشتند .

آقای احمدی نژاد

 شما هم مانند من خوب می دانید که کار اگر برای خدا نباشد برکت نخواهد داشت و بالاخره یک جای کار خواهد لنگید .

 آقای احمدی نژاد 

 فکر نمی کنید که شاید یکی از گره های اساسی در آموزش و پرورش اینست که مسوولان آن  حتی احادیث پیامبر را نیز با هدف   برگزاری دوره های ضمن خدمت و دادن گواهینامه و ارزشیابی بالا تر و حقوق بیشتر  مورد آزمون قرار می دهند و شاید کمتر به جنبه های معنوی آن توجه می کنند .

آقای احمدی نژاد 

 وقتی آموزش و پرورش  حقوق بسیار ناچیز فرهنگیان را نیز به انواع رنگارنگ ارزشیابیها و ضمن خدمتها پیوند می زند و  برای معلم چاره ای نمی ماند که برای افزایش هر چند نا چیز حقوقش به  حضور اجباری  در انواع  کلاسهای ضمن خدمت و ارائه مقالاتی  بی خاصیت و فعالیتهایی  تقریبا بی حاصل از نظر علمی و معنوی دست زند، اینجاست که دیگر نمی توان از این معلم انتظار داشت که خالصانه و با تمام وجود در کلاس درس فریاد زند :" اگر کسی برای  خدا درس بخواند حتی ماهیان دریا نیز برای او طلب استغفار می کنند ." و دانش آموزان نیز براحتی و با تمام سلولهای بدنشان سخن معلم را بپذیرند و تنها برای خدا درس بخوانند .

آقای احمدی نژاد

 شما بسار خوب می دانید که پیامبر اکرم صلوات الله علیه در روزی که خود خرما خورده بود ، آن کودک معصوم را از خوردن خرما نهی نکرد و از مادرش خواست تا روز بعد فرزندش را برای موعظه نزد پیامبر بیاورد .

آقای احمدی نژاد

  وقتی معلم ما برای خدا نمی نویسد ، وقتی معلم ما برای رفع درد های جامعه قلم نمی زند  ، وقتی معلم ما برای رضای خدا بر سر کلاسهای دانش افزایی شرکت نمی کند چگونه به شاگردانش بیاموزد که برای خدا بنویسند ، برای خدا درس بخوانند و برای خدا کار کنند و برای خدا کشور را از تنگناها و کاستیهای موجود نجات دهند .

آقای احمدی نزاد

سیستم کنونی ارزشیابی ، معلمان ما را با خودشان هم دچار رو در بایستی کرده است ، به گونه ای که زمانی که یک همکار تنها برای کسب مهارتی جدید  در کلاسی خارج از محیط آموزش و پرورش شرکت می کند باید جوابگوی خیل عظیم سوالاتی باشد که سایر همکاران در باره انگیزه اصلی او می پرسند و شاید بنوعی در صدد کشف ارتباط حضور در  آن کلاس و افزایش ارزشیابی و به تبع آن افزایش حقوق باشند .

آقای احمدی نژاد

 این سیستم ارزشیابی همچون خوره به جان آموزش و پرورش افتاده و در حال قطع همه ریشه های محبت و مهرورزی و دوست داشتنهای واقعی و کارهای خالصانه و درس دادنهای خالصانه و نوشتنهای خالصانه و یادگیریهای خالصانه است .

هرگز فراموش نمی کنم روزی را که قرار بود به اتفاق تنی چند از همکاران به عیادت یکی از دوستان همکار برویم و فرزند یکی از همکاران به شوخی خطاب به مادرش می گفت : آیا این عیادت شما نیز در ارزشیابی اثر دارد ؟

آقای احمدی نژاد

 سخن آن دانش آموز اگر چه به شوخی بیان شد اما خبر از وقوع فاجعه ای عظیم در آموزش و پرورش می داد . متاسفانه فرهنگ کار برای کسب امتیاز مادی بیشتر کم کم در بین فرزندان ما هم رسوخ کرده است ، به گونه ای که در ابتدای هر سال تحصیلی دانش آموزان به هم می گویند : در بسیج یا انجمن اسلامی عضو شویم تا از امتیاز آن در هنگام کنکور استفاده کنیم .

 آقای احمدی نژاد ،

 اوایل انقلاب را که بیاد دارید ، ما به عنوان نوجوانان انقلابی در ارگانهایی مانند بسیج یا انجمن اسلامی شرکت می کردیم تا گرهی از مشکلات جامعه را حل  کنیم اما متا سفانه به فرزندان خود با رفتار خود آموخته ایم که فقط به فکر خودت باش ، فقط امتیاز بیشتری کسب کن تا در کنکور رتبه بالا تری بگیری و در رشته بهتری پذیرفته شوی و شغل بهتر و موقعیت بهتر و زندگی مادی بهتری در انتظارت باشد  

 آقای رییس جمهور

 شما پاسخ دهید که  در کجای این نما ، جایی برای دیگران و دلسوزی برای آنان و عشق ورزیدن به آنان و کمک به آنان و حل مشکلات آنان و از خود گذشتن و به دیگران و بندگان خدارسیدن وجود دارد ؟

شاید کمی زیاده روی کردم اما باور کنید که اینها واقعیتهای تلخ و نیمه پنهان جامعه ماست که هر روز بیشتر از روز قبل ریشه های محبت به انسانها و دوست داشتن بندگان خداو کمک به آنان را می خشکاند . بیایید برای یکسال هم که شده نظام ارزشیابی در آموزش و پرورش را حذف کنید تا حد اقل خود شما بشناسید نیرو هایی را که برای خدا می نویسند ، نیروهایی که برای خدا فریاد می زنند ، نیروهایی که برای رضای خدا به تقویت علمی خود می پردازند و نیروهایی که برای خدا خود را برای سربازی واقعی امام زمان ( عجل الله تعالی فرجه الشریف )آماده می کنند.

به امید ظهور حضرتش انشاء الله

زهرا فراهانی

کارمند رسمی آموزش و پرورش منطقه 9