دعای ابو حمزه ثمالی :
شماره ١ - 
سلام از امروز ترجمه موزون دعای شریف ابو حمزه ثمالی را در وبلاگ قرار می دهم . 
باشد تا همانند همیشه الطاف اهل بیت پیامبر اکرم صلوات الله علیهم اجمعین  چراغ راه زندگی مان باشد .....
بسم الله الرحمن الرحیم
  اِلهی لا تُؤَدِّبْنی بِعُقوُبَتِکَ وَلا تَمْکُرْ بی فی حیلَتِکَ مِنْ اَینَ لِی الْخَیرُ یا رَبِّ وَلا یوُجَدُ اِلاّ مِنْ عِنْدِکَ وَمِنْ اَینَ
لِی النَّجاه وَلا تُسْتَطاعُ اِلاّ بِکَ لاَ الَّذی اَحْسَنَ اسْتَغْنی عَنْ عَوْنِکَ
وَرَحْمَتِکَ وَلاَ الَّذی اَسآءَ وَاجْتَرَءَ عَلَیکَ وَلَمْ یرْضِکَ خَرَجَ عَنْ قُدْرَتِکَ یا رَبِّ یا رَبِّ یا رَبِّ 
 
خدایا مرا به مجازات و عقوبتت ادب مکن و مکر مکن به من با حیله‌ات. از کجا خیری به دست آورم ای پروردگار من با اینکه خیری یافت نشود جز در پیش تو و از کجا نجاتی برایم باشد با اینکه نجاتی نتوان یافت جز به کمک تو. نه آن کس که نیکی کند بی نیاز است از کمک تو و رحمتت و نه آنکس که بد کند و دلیری بر تو کند و خوشنودی‌ات نجوید از تحت قدرت تو بیرون رود
ای پروردگار من .....
تو تادیبم مکن با کیفر خویش 
میفکن ای خدا در حیله ی  خویش
کجا یارب بجویم خیر و نیکی ؟
که نبْودْ جز درت ، درگاه نیکی 
کجا یابم فلاح و رستگاری ؟
نباشد جز به تو ،  امید یاری 
نباشد بی نیاز از لطف یزدان 
هر آن کس کو نماید خیر و احسان 
و یا آن کس که باشد اهل عصیان 
که جرئت می  نماید بر گناهان 
نباشد خارج از حکم تو یا رب 
تو ای پروردگارم ، یارب ، ای رب
 شماره ٢ -
بِکَ عَرَفْتک 
وَاَنْتَ دَلَلْتَنی عَلَیکَ وَدَعَوْتَنی اِلَیکَ وَلَوْلا اَنْتَ لَمْ اَدْرِ ما اَنْتَ
اَلْحَمْدُ للهِِ الَّذی اَدْعوُهُ فَیجیبُنی وَ اِنْ کُنْتُ بَطیـئاً حینَ یدْعوُنی
وَالْحَمْدُ للهِِ الَّذی اَسْئَلُهُ فَیعْطینی وَاِنْ کُنْتُ بَخیلاً حینَ یسْتَقْرِضُنی
وَالْحَمْدُ للهِِ الَّذی اُنادیهِ کُلَّما شِئْتُ لِحاجَتی وَاَخْلوُ بِهِ حَیثُ شِئْتُ
لِسِرِّی بِغَیرِ شَفیـع فَیقْضی لی حاجَتی 
ای پروردگار من ...  به‌وسیله خودت من ترا شناختم و تو مرا برخود راهنمایی کردی و به‌سوی خود خواندی و اگر تو نبودی من ندانستم که تو کیستی ستایش خدایی را که می‌خوانمش و او پاسخم دهد و اگرچه وقتی می‌خواندم به‌کندی به درگاهش روم و ستایش خدایی را که می‌خواهم از او و به من عطا می‌کند و اگرچه در هنگامی که او از من چیزی قرض خواهد من بخل کنم و ستایش خدایی را که هرگاه برای حاجتی بخواهم او را ندا کنم و هر زمان بخواهم برای راز و نیاز بدون واسطه با او خلوت کنم و او حاجتم را برآورد.
 من تو را با خود شناسم ای خدا
سوی خود خواندی مرا ، دادی ندا
گر نمی خواندی مرا ای رب من 
آگه از خالق نبود این جان و تن
شکر بر یکتا خدایی کو مرا 
خوش اجابت می کند با هر نوا
لیک چون خواند مرا رب سما
کاهلی ورزم به درگاه خدا
شکر ایزد چون عطایم می کند 
با دعا حاجت روایم می کند
لیک چون خواهد ز من وام قلیل 
می شوم اهل خطا و بس بخیل
شکر بر آن خالق اهل کرام 
کو بخوانم بهر حاجاتم مدام 
هم به خلوت گر بگویم خواهشم 
بی وساطت او برآرد حاجتم
خواهشم را می دهد پروردگار
آن خدای بی شریک و برقرار 
شماره ٣ -
و اَلْحَمْدُللهِِ الَّذی لا اَدْعُو غَیرَهُ
وَلَوْ دَعَوْتُ غَیرَهُ لَمْ یسْتَجِبْ لی دُعآئی وَالْحَمْدُ للهِِ الَّذی لا اَرْجُو
غَیرَهُ وَلَوْ رَجَوْتُ غَیرَهُ لاََخْلَفَ رَجآئی وَالْحَمْدُ للهِِ الَّذی وَکَلَنی
اِلَیهِ فَاَکْرَمَنی وَلَمْ یکِلْنی اِلَی النّاسِ فَیهینُونی
 ستایش خدایی را که جز او کسی را نخوانم و اگر غیر او دیگری را می‌خواندم دعایم را مستجاب نمی‌کرد و ستایش خدایی را که به‌جز او امید ندارم و اگر به غیر او امیدی داشتم ناامیدم می‌کرد و ستایش خدایی را که مرا به حضرت خود واگذار کرده و از این رو به من اکرام کرده و به مردم واگذارم نکرده که مرا خوارکنند 
شکر بر پروردگار و هم ثنا
کو بجز او را نخوانم در دعا
گر طلب می کردم از غیر خدا
او نمی دادی جوابم در دعا
شکر بر آن صاحب بیم و امید
کو بغیر او ندارم من امید
گر که می بستم بغیرش من امید
او بکردی آن امیدم ناامید
شکر بر او چون وکیلم بوده است
حافظم از هر چه پستی بوده است 
سوی مردم او نکردم واگذار
تا که گردم من ذلیل و عبد خوار 
شماره ۴ -
وَالحَمْدُ للهِ الَّذِی تَحَبَّبَ إِلَیَّ وَهُوَ 
غَنِیُّ عَنِّی وَالحَمْدُ للهِ الَّذِی یَحْلُمُ عَنِّی حَتَّى کَأَنِّی لاذَنْبَ لِی ؛ فَرَبِّی أَحْمَدُ شَیٍْ عِنْدِی وَأَحَقُّ بِحَمْدِی.
 و ستایش خدایی را که
با من دوستی کند در صورتی که از من بی نیاز است و ستایش خدایی را که نسبت به من بردباری کند تا به جایی که
گویا من گناهی ندارم. پس پروردگار من ستوده‌ ترین چیزها است نزد من و به ستایش من سزاوارتر است .
 
شکر یزدان ، دوست می دارد مرا 
گرچه باشد بی نیاز او مر مرا 
او بود صابر به عبد رو سیاه
گوییا از من ندیده یک گناه
ای خدای من  تو ای معبود ما
لایقی بر بهترین حمد و ثنا
 
شماره ۵ -
اَللّـهُمَّ اِنّی اَجِدُ سُبُلَ الْمَطالِبِ اِلَیکَ مُشْرَعَةً وَمَناهِلَ الرَّجآءِ اِلَیکَ مُتْرَعَةً  وَالاِْسْتِعانَةَ بِفَضْلِکَ لِمَنْ اَمَّلَکَ مُباحَةً وَاَبْوابَ الدُّعآءِ اِلَیکَ
لِلصّارِخینَ  مفتوحَةً
خدایا من همه راه‌های مقاصد را به سوی تو باز می‌بینم و چشمه‌های امید را به‌سویت سرشار می‌یابم و یاری جستن به فضل تو برای آرزومندانت مباح و بی‌مانع است و درهای دعا به‌سوی تو برای فریادکنندگان باز است 
راه وصلت، سهل و آسان دیده ام
چشمه ی امید، جوشان دیده ام
بس روا باشد به مشتاقان تو
کسب فیض و رحمت و احسان تو
بهر هر فریاد رس ، بگشوده باب
باب تقدیر و دعا و استجاب
 
شماره ۶ - 
وَاَعْلَمُ اَنَّکَ لِلرّاجی بِمَوْضِعِ اِجابَة وَلِلْمَلْهوُفینَ بِمَرْصَدِ اِغاثَة وَاَنَّ فِی اللَّهْفِ اِلی جوُدِکَ وَالرِّضا بِقَضآئِکَ عِوَضاً
مِنْ مَنْعِ الْباخِلینَ وَمَنْدوُحَةً عَمّا فی اَیدِی الْمُسْتَاْثِرینَ
 و به خوبی می دانم که تو برای اجابت شخص امیدوار آماده‌ای و برای فریادرسی اندوهگینان مهیای فریادرسی هستی و به‌ راستی می‌دانم که در پناهندگی به جود و کرمت و خشنودی به قضا و قدرت عوضی است از جلوگیری کردن بخیلان و گشایشی است از احتیاج بدانچه در دست دنیاطلبان است 
حاجت امیدواران می دهی
بر دل غمدیده تسکین می دهی
من یقین دارم که در سوز دعا
هم رضا بر هر چه تقدیر و قضا
برترین پاداش باشد با خدا
از هر آنچه باشدی در این سرا
هم بود برتر به هر عقل جمیل
در قیاس مردمان بس بخیل 
شماره ٧ - 
وَانَّ الرَّاحِلَ إِلَیْکَ قَرِیبُ المَسافَةِ، وأَنَّکَ لاتَحْتَجِبُ عَنْ خَلْقِکَ إِلاّ أَنْ تَحْجُبَهُمُ الاَعْمالُ دُوَنَکَ، وَقَدْ قَصَدْتُ إِلَیْکَ بِطَلِبَتِی وتَوَجَّهْتُ إِلَیْکَ بِحاجَتِی
 و به‌راستی کوچ کننده به درگاهت راهش نزدیک است و مسلماً تو از خلق خود در حجاب نشوی مگر آنکه کردارشان میان آنها و تو حاجب شود و من با مطلبی که دارم قصد تو را
کرده و با حاجت خود رو به درگاه تو آوردم 
راحل کویت ز رویت دور نیست
از کرام و رحمتت مهجور نیست
نیستی در پرده ، ای ماه عیان
فعل من حائل شده در این میان
با همه حاجات سویت آمدم
با نیاز و عشق ، کویت آمدم
شماره ٨ -
وَجَعَلْتُ بِکَ اسْتِغاثَتِی وَبِدُعائِکَ تَوَسُّلِی مِنْ غَیِرِ اسْتِحْقاقٍ لاسْتِماعِکَ مِنِّی، وَلا اسْتِیجابٍ لِعَفْوِکَ عَنِّی بَلْ لِثِقَتِی بِکَرَمِکَ وَسُکُونِی إِلى صِدْقِ وَعْدِکَ 
و استغاثه‌ام را به درگاه تو قرار دادم و دعای تو را دست آویز خود کردم بی آنکه من استحقاق داشته باشم که تو از من بشنوی و نه مستوجب آنم که از من بگذری بلکه بدان اعتمادی که من به کرم تو دارم و آن اطمینانی که به درستی وعده‌ات دارم 
مستغیث درگه هستم ای خدا
من توسل کرده ام با صد دعا
من نی ام لایق ، صدایم بشنوی
ناله و سوز و نوایم بشنوی
مستحق این اجابت نیستم
لایق عفو و نگاهت نیستم
لیک بر اکرام تو دارم امید
وعده ی صدق تو دادم این نوید
شماره ٩ -
 
وَلَجَائ اِلی الاْیمانِ
بِتَوْحیدِکَ وَیقینی بِمَعْرِفَتِکَ مِنّی اَنْ 
لا رَبَّ لِی غَیْرُکَ وَلا إِلهَ إِلاّ أَنْتَ وَحْدَکَ لا شَرِیکَ لَکَ.
اللّهُمَّ أَنْتَ القائِلُ وَقَوْلُکَ حَقٌ وَوَعْدُکَ صِدْقٌ : " وَاسْأَلُوا الله مِنْ فَضْلِهِ إِنَّ الله کانَ بِکُمْ رَحِیماً " ، وَلَیْسَ مِنْ صِفاتِکَ یاسَیِّدِی‌أَنْ تَأْمُرَ بِالسُّؤالِ وَتَمْنَعَ العَطِیَّةِ
 
 و به خاطر پناهندگی‌ام به ایمان و اعتقادی که بر یگانگی تو دارم و یقینی که به معرفت و شناسایی تو دارم که می‌دانم پروردگاری غیرتو نیست و معبودی جز تو وجود ندارد یگانه‌ای که شریکی برایت نیست خدایا تو فرمودی و گفتارت حق و وعده ات راست است (که فرمودی) «و درخواست کنید خدا را از فضلش که به‌راستی او به شما مهربان است» و رسم تو چنان نیست
ای آقای من که دستور سوال بدهی ولی از عطا و بخشش دریغ نموده و خودداری کنی 
من به وحدانیتت مومن شدم 
با کمال معرفت موقن شدم
نیست من را غیر تو پروردگار
ای خدای بی شریک و برقرار
من به وعد صادقت رو کرده ام
" و اسألو اللهِ" ِِتو را خو کرده ام
بندگان را امر کردی بر سؤال
پرسش از درگاه خود با عشق و حال
دور باشد از صفاتت ای خدا
منع هر احسان کنی بعد از دعا
شماره ١٠ -
وَأَنْتَ المَنَّانُ بِالعَطِیَّاتِ عَلى أَهْلِ مَمْلَکَتِکَ وَالعائِدُ عَلَیْهِمْ بِتَحَنُّنِ رَأْفَتِکَ . إِلهِی رَبَّیْتَنِی فِی نِعَمِکَ وَإِحْسانِکَ صَغِیرا وَنَوَّهْتَ بِاسْمِی کَبِیراً، فَیامَنْ رَبَّانِی فِی الدُّنْیا بإِحْسانِهِ وَتَفَضُّلِهِ وَنِعَمِهِ وَأَشارَ لِی فِی الآخِرَةِ إِلى عَفْوِهِ وَکَرَمِهِ 
و تویی بخشاینده به عطایا بر اهل کشور خود و متوجه بدانها به مهربانی و رأفتت. خدایا مرا در خردسالی در نعمت‌ها و احسان خویش پروریدی و در بزرگی نامم را بر سر زبان‌ها بلند کردی پس ای که
در دنیا مرا به احسان و فضل و نعمت‌های خود پروریدی و برای آخرتم
عطایت بر خلائق بیشمار است
همه انعام و اکرامت بکار است
به آن آغوش احسان پروریدی
مرا سرشار نیکی ها نمودی
به خردی / غرق در لطفت تو کردی
وزان پس در بزرگی شهره کردی
به دنیا ، پرورش با جود و احسان
به عقبی ، بخشش جرم و گناهان