از کودکی بارها و بارها شنییده بودم که امام علی علیه السلام خطاب به یکی از  یارانشون حار حمدان فرمودند : " یا حار حمدان ، من یمت یرنی ..  ای حار هر کس بمیرد زمان مرگ مرا ملاقات می کند ..."

 این حدیث رو خیلی دوست داشتم ولی هیچوقت مثل اون شب جمعه ای که در نجف بودم حقیقتش رو درک نکرده بودم . اون شب بدون اغراق یکی از زیباترین شبهای زندگی من بود . هرگز باور نمی کردم در شب جمعه ای از ماه ذی القعده در حرم امام علی باشم و تنهای تنها در حرم امام علی قدم بزنم . حدود ساعت یک بامداد بود که پس از ساعتی عبادت به صحن بیرونی حرم امام علی رفتم . شاید باور نکنید اما جز من و دو تن از خادمان حرم فرد دیگری در حیاط نبود ، کلمات پر معنایی نمی یافتم تا بدان وسیله  از حضرت تشکر کنم که اجازه حضور در حرمشون رو به من عطا کردند .با پای برهنه و تک و تنها در حیاط حرم قدم میزدم و با امام علی درد و دل می کردم ، خود را لایق این همه  لطف نمی دیدم و همه را عنایت امام می دانستم . همینطور که در حیاط قدم می زدم و خدا را به خاطر این نعمت شکر می کردم صدا ی چند مرد را شنیدم که با تابوتی به صحن امام وارد شدند . در کربلا و نجف هم رسم است که جنازه شیعیان را قبل از مراسم خاکسپاری به حرم امام علی یا امام حسین میاورند و بعد  از طواف به دور حرم جنازه را برای خاکسپاری می برند .  از آنجایی که  مشایعت جنازه یکی از سنتهای پسندیده دین ماست تصمیم گرفتم چند قدمی   با جنازه همراه شوم ، هنوز چند قدمی نرفته بودم که ناگاه نسیم نسبتا تندی وزید و بدنبال آن برای چند لحظه بوی  بسیار مطبوعی محوطه بیرونی حرم را فراگرفت ، من که غافلگیر شده بودم هیچ کاری از دستم بر نمیامد جز آنکه آن عطر خوش را استشمام کنم و بر محمد و آل محمد صلوات بفرستم . پس از لحظاتی دوباره نسیمی وزید و آن بوی خوش دیگر به مشام من نرسید . در آن لحظه فقط به یک چیز فکر می کردم .... " ای حار  حمدان هر کس بمیرد مرا ملاقات می کند..... "