آقای رییس جمهور 

من به عنوان نماینده ای از خیل عظیم فرهنگیان و شما به عنوان نماینده خیل عظیم مردم که با رای آنان در مقام ریاست جمهوری قرار گرفته اید هر دو از شاگردان مکتب امام خمینی (رحمه الله علیه ) و به قول بعضی ، از بچه های نسل اول انقلابیم .
آقای احمدی نژاد 
حتما شما هم همانند من سخنان تاثیر گذار امام را بیاد دارید و شبهای سخنرانی ایشان پای صحبت ایشان می نشستید و عاشقانه گوش جان به صحبتهای ایشان می سپردید که چه زیبا می فرمود :
عالم محضر خداست ، عالم جلوه ای از رحمت خداست و ….
و مسلما خوب بیاد دارید که امام همواره تاکید می کرد که برای خدا کار کنید تا کارتان ماندگار شود …. ( این دو جمله امام را خوب به خاطر بسپارید چون دوباره به آن اشاره خواهیم کرد . )
آقای رییس جمهور 
من به عنوان بنده حقیر خدا باید که باید به بندگانش مهر بورزم و آنان را دوست بدارم و همه انسانها را جلوه قدرت و لطف خدا بدانم ، اما آقای رییس جمهور می دانید که چه می شود که انسانها از مهرورزیدن فاصله می گیرند و به جای مهرورزی به مهر کوبی یکدیگر می پردازند ؟

آقای رییس جمهور شاید بسیار بسیار تکراری باشد اما آنچه که مانع اساسی مهرورزی انسانها به یکدیگر است همان سوال سال گذشته شما در مراسم آغاز سال تحصیلی است . بله نبود عدالت …..
آقای رییس جمهور فرزندان حضرت یعقوب فقط به تصور اینکه پدرشان بین آنها و حضرت یوسف به عدالت رفتار نمی کند و به حضرت یوسف بیش از بقیه فرزندانش محبت می ورزد ، نه تنها از محبت ورزیدن به او دست کشیدند بلکه نقشه از میان برداشتن یوسف را نیز پی ریزی کردند .
آقای احمدی نژاد 
وقتی فرزندان حضرت یعقوب تنها با تصور نبود عدالت از مهر ورزیدن به برادر کوچکترشان دست کشیدند ، چگونه توقع دارید که در جامعه ما ، انسانها با وجود همه بی عدالتی ها باز رفتاری معقول و همراه با مهرورزی از خود بروز دهند ؟
آقای رییس جمهور 
خوب می دانید که هر چه از دل می گذرد بر زبان جاری می شود و مسلم است که آنچه باید بر زبان قشر فرهنگی و انسانساز جامعه جاری شود چیزی جز معارف والا و بلند انسانی نباید باشد اما با کمال تاسف ، آنچه امروز بر زبان اکثریت قریب به اتفاق فرهنگیان جاری می شود بیان تلخ محرو میتها و ناکامیها و بی عدالتیهاست و این تلخیها جایی برای چشیدن شهد شیرین مهرورزی باقی نمی گذارد .
شما کافیست تنها یکبار بصورت ناشناس در جمع گروهی از معلمان حاضر شوید تا ببینید چه موانعی بر سر راه مهرورزی این قشر زحمتکش قرار داده شده است ؟ 
آقای رییس جمهور 
آنچه بیش از همه قلبها را می فشارد و مانع مهرورزی انسانها می شود تبعیض فاحش بین قشرهای مختلف جامعه است . اجازه بدهید که بیش از این سخن را ادامه ندهم چون شما از آمار افراد زیر خط فقر و میزان دریافتیها و بی عدالتیها خوب مطلعید و شاید به دلیل همین آگاهیتان بود که شعار تحقق عدالت را در انتخابات ریاست جمهوری مطرح کرد ید .
البته کاش موانع مهر ورزی تنها به مساله بی عدالتی ختم می شد ، آنچه بیشتر از همه انسانها را از مهرورزیدن باز می دارد وضع قوانین نابخردانه ای است که از سوی مسوولان برای آرامش و تعالی افراد جامعه بنا شده اما نتیجه ای جز دوری از خدا و بندگانش نداشته است .
آقای رییس جمهور بیاد دارید که در ابتدای سخن ، دو جمله از امام خمینی را بیادتان آوردم و گفتم با این دو جمله دوباره سرو کار خواهیم داشت .
آقای رییس جمهور 
انسانی که عالم را محضر خدا و جلوه ای از لطف و رحمت خدا بداند به همه انسانها محبت می ورزد و این مهر ورزیدن فقط و فقط برای خداست و نه برای جلب رضایت برخی آفریدگان خدا .
آقای رییس جمهور 
متاسفانه قوانین فعلی حاکم بر آموزش و پرورش که چه بسا بسیاری از آنان در زمان ریا­ست جمهوری شما وضع نشده باشد ، مجالی برای کار برای خدا و کسب رضای خدا برای انسانها و بویژه فرهنگیان باقی نمی گذارد .
شما را به خدا برای یکبار و برای همیشه به قوانین ارزشیابی فرهنگیان نیم نگاهی بیاندازید تا به خوبی در یابید که این قوانین نابخردانه جایی برای مهرورزی صادقانه و خالصانه به بندگان خدا باقی نگذاشته است . قوانینی که تنها صفات مذ موم اخلاقی همچون ریا ، تملق و چاپلوسی ، خود نمایی ، دو رویی و …. را ترویج و ترغیب می کند .
آقای رییس جمهور ، معلمی که ناچار می شود برای امرار معاش خود از بسیاری سخنان و مواضع برحق خود گذشته و به انسانها تنها بدلیل موقعیت آنها احترام گذاشته و سخنان نادرست آنها را تنها به این دلیل که مقامی ظاهرا بالا تر از او دارند بپذیرد و 
چگونه می تواند حقیقتا به انسانهای دیگر مهر و محبت صادقانه خود را ایثار کند ؟
اقای رییس جمهور 
مسوولان زیر مجموعه شما در وزارت آموزش و پرورش برای کوچکترین عملکرد یک معلم که سلام و احوالپرسی روزانه اوست امتیازی مادی در نظر گرفته اند و آن امتیاز را به مسائل حقوقی او مرتبط کرده اند . در چنین محیط مسمومی آیا می توان حتی یک سلام خالصانه و از سر مهرورزی را از یک معلم دلسوز توقع داشت ؟
با کمال تاسف جو با صفا و صمیمی آموزش و پرورش به گونه ای آلوده شده که زمانی که یک همکار از سر دلسوزی و بنابر احساس مسوولیت لب به سخن باز می کند تا راهکاری سازنده را برای بهبود امور پیشنهاد کند بلا فاصله با عکس العمل سایرهمکارانش روبرو می شود که از او می خواهند پیشنهادش را قبل از لو رفتن کامل به ثبت برساند تا از امتیاز مادی آن بهره مند شود .
آقای احمدی نژاد 
تا مدتی قبل، ما فرهنگیان هر از چند گاهی که به مطلبی سودمند و مفید فایده بر می خوردیم آن را در اختیار سایر همکاران قرار می دادیم تا آنان نیز شیرینی آن مطلب سود مند را بچشند اما از زمانی که طرح جدید ارزشیابی فرهنگیان اجرا شده خود ما هم دچار توهم شده ایم که آیا کار فوق العاده ای که انجام می دهیم برای خدا و در جهت مهرورزیدن و سود رساندن به انسانهاست یا در راستای کسب امتیازی مادی برای افزایش هر چند اندک حقوق ما هیانه ؟
آقای رییس جمهور 
بگذارید صادقانه بگویم که شما خواسته یا نا خواسته( چه با قوانینی که در دولت شما وضع شد و یا قوانینی که در دولتهای قبلی بنا شده) ، محیط صمیمی و غرق در صفا و خلوص آموزش و پرورش را با صفات مذ موم و تهوع آور ریا و چاپلوسی آلوده کرده اید ؟ و حتما هم خوب می دانید که فرد ریاکار و متظاهر در روایات دینی چگونه مورد مذمت قرار گرفته است ؟
در محیط آلوده به چاپلوسی و دورنگی ، انسانها صادقانه به هم مهر نمی ورزند و عاقبتشان هم همانی می شود که بر سر یوسف نبی آمد .
آقای احمدی نژاد 
اگر خالصانه می خواهید موانع مهر ورزی را بشناسید و آنها را از میان بردارید از قوانین خود شروع کنید و ابتدای امر از قوانین متحجرانه و عصر حجری آموزش و پرورش شروع کنید تا به جامعه ای برسید که انسانها فقط به خاطر خدا به یکدیگر محبت ورزند و تنها برای خدا یکدیگرا دوست بدارند و احترام کنند نه به خاطر امتیازارزشیابی و افزایش حقوق سالیانه . . . . . . .