چند روز پیش  یکی از اساتید به مناسبتی یه بارک الله کوچولو نثار من کرد . خیلی بهم چسبید ولی بعد از چند ثانیه یاد جمله قشنگی از آقای حسن زاده آملی افتادم . استاد خطاب به خداوند می فرمایند :

(الهی ُفرزندان حسن هرگاه از کار خسته می شوند از شنیدن یک بارک الله پدر چنان نیرو می گیرند که گویا خستگی ندیدند ُ اگر پدرشان یک بار بارک الله از تو شنود چه خواهد شد.)

منم دلم می خواد خیلی راحت و خودمونی به خدا بگم : خدایا یعنی میشه یه روز بهم بگی  قبولت دارم . میشه به من هم یه آفرین کوچولو بگی.  میشه یه روز به من هم بگی فلان کار و فلان کار و فلان کارت رو قبول کردم . میشه یه  روز من هم از تو یه بارک الله بشنوم . یعنی میشه یه روز با خیال راحت بفهمم که کارهام رو قبول کردی . میشه یه روز بهم بگی ادعاهای من رو پذیرفتی .....

 ماها همه مون یه چور بچه ایم . از شادیها و افتخارات دنیایی شاد میشیم ولی خدایا چی میشد ما رو اونجور تربیت میکردی که فقط با خوشحالی تو شاد بشیم

خدایا چی میشد یه بار به من  هم میگفتی خستگیهاتو قبول کردم . دوندگیهاتو پذیرفتم . گریه هاتو گرفتم و ....

خوش به حال اونهایی که خدا بهشون بارک الله های بزرگ گفت ....

 خوش به حال اونهایی که همه عمر از جونشون مایه گذاشتند تا یه بارک الله خدا رو هدیه بگیرند و خوش به حال اونهایی که همچنان استوار ایستاده اند تا یه بارک الله قشنگ از خدای خودشون هدیه بگیرند.....