|
|
|
سالروز وفات حضرت ام البنبن / مادر شجاع علمدار کربلا تسلیت باد
مرا ام البنین بانو نخوانید
مگر حال پریش من ندانید ؟
مرا دیگر ابا الفضلی نباشد
دگر میر و علمداری نباشد
عزیزانم همه قربان زهرا
خدایا شکر بر این اجر عظمی
هماندم که مرا عباس دادند
به من صبر غم عباس دادند
دو دستش گشته قربانی زهرا
الهی جان فدای آل طه
عزیزانم بلا گردان ایشان
همه ابنای من قربان ایشان
که مهر مصطفی و دخت ایشان
به شیر خود بدادم من به آنان
هماره گوشزد کردم به تاکید
شما خادم به بیت مصطفایید
خدا / از من پذیرا باش عباس
که در راهت ندارم به ز عباس
السلام علیک یا حضرت ام البنین
۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۱
|
کربلا را این مکان آغاز کرد
عقده ی سفیانیان سر باز کرد
آتشی کاینجا به در بنهاده اند
آن خیام کربلا سوزانده اند
دست ناپاکی که بر صورت گداخت
کربلا را مقتل آن لاله ساخت
آنکه اینجا قلب زهرا را شکست
کربلا هم قامت لیلا شکست
آنکه خون کرده دل مولا علی
کربلا هم کشته اولاد علی
هر که دست فاطمه اینجا شکست
کربلا بر کودکانش آب بست
کربلا در این مکان ترسیم شد
هر چه غم بر اهل آن تقسیم شد
ای خدا امر فرج تعجیل کن
انقلاب حضرتش تسهیل کن
اللهم عجل لولیک الفرج
30 فروردین 1391
کجا بردند میر و مقتدا را ؟
عزیز و جانشین مصطفی را ؟
دگر طاقت به جان من نمانده
کجا بردند آن شیر خدا را ؟
چرا حق پسر عمم گرفتند ؟
چرا بستند دست مرتضی را ؟
نخواهم از ولایت من بریدن
کجا بردند محبوب خدا را ؟
بیا فضه که دستانم بگیری
که یاری من کنم دین خدا را
علی جز من طرفداری ندارد
بباید پیروی آن مقتدا را
علی منصوب رب العالمین است
روا باشد بر او ظلم و جفا را ؟
سلام او چرا پاسخ ندارد ؟
که با دشمن هم او دارد مدارا
غدیر خم چرا از یاد بردند ؟
که سد کردند آن حکم خدا را
شدم اول شهید راه مولا
که تا طاعت کنم امر خدا را
اللهم عجل لولیک الفرج
_________________
مگر زهرا عزاداری نمی کرد ؟
مگر بر باب خود زاری نمی کرد ؟
چرا دست پسر عمش ببستند ؟
چرا جای ولی حق نشستند ؟
چرا زهرا به صورت خورده سیلی ؟
چرا بازوی او گردیده نیلی ؟
چرا مولا کنار همسرش نیست ؟
مگر مسجد مکان فتنه سازیست ؟
چه سازد فاطمه با این همه درد ؟
غم مولا و این یاران بی درد
به یکسو داغ پیغمبر به دل داشت
به سویی شکوه از درد کمر داشت
ندارد طاقتی تا غم ببیند
به چشمان علی ماتم ببیند
به صدها غم به سوی مصطفی رفت
که با داغش / توان از مرتضی رفت
الهی حضرت مهدی بیاید
که داغ مادرم زهرا ستاند
اللهم عجل لولیک الفرج
اشک خود پنهان نما ای مرتضی
ای عزیز داور و شیر خدا
مجتبی اکنون نگاهت می کند
آه تو بر دل حکایت می کند
او به پشت در بدیده مادرش
آن همه فریاد و حزن خواهرش
یا علی / اشک تو آبش می کند
غرق در داغ عزایش می کند
پاک کن ای مرتضی اشک حسین
بوسه زن بر رو و رخسار حسین
عالمی باید بگرید بر حسین
بر همه اندوه و آلام حسین
زینبت آرام کن ای مرتضی
او ندارد طاقت سوز عزا
بعد از این باید بگرید بیشمار
بر مصیبتهای بیت ذوالفقار
یا علی درد یتیمان تو را
قلب سوزان تو داند با خدا
چاه درد و اشک غلطان علی
غربت و آن درد پنهان علی
یا علی / زهرا هم از تنهاییت
شکوه کرده درگه وحدانیت
السلام علیک یا فاطمه الزهرا
اللهم عجل لولیک الفرج
مگر مردی در این پس کوچه ها نیست ؟
مگر یک اشنا در خانه ها نیست ؟
کجا بردند آن شیر خدا را ؟
که او را مهلت دفع بلا نیست
کجا باشد پیمبر تا ببیند ؟
کسی با دختر او همنوا نیست
مگر خوابند انصار محمد؟
که او را یاوری در فتنه ها نیست
چرا غیرت از آنان رخت بسته ؟
که با زهرا کسی غم آشنا نیست
مکن زاری تو ای زینب که بر مام
توان دیدن این ناله ها نیست
چرا بیت علی را در شکستند ؟
مگر در پشت در یاس خدا نیست ؟
بگفتا هاتفی / گویی از این در
مسافت یک قدم تا کربلا نیست
الهی مهدی زهرا بیاید
که بی او درد ما را هم دوا نیست
اللهم عجل لولیک الفرج
اول اردیبهشت 1391
جمعه را بهر محبان داده اند
عشق را روزی ایشان داده اند
چون که عشق آمد به همراه فراق
ندبه را هم سهم ایشان داده اند
با تمام نغمه های بی بدیل
گریه را هم بر حبیبان داده اند
باز با این جمعه / غمها تازه شد
درد دوری را به یاران داده اند
با سمات و عهد و یاسین /جمعه ها
مرهمی از بهر آنان داده اند
باز هم قسمت نشد دیدار گل
این بهارم را چه ارزان داده اند
غنچه ها سر زد به باغ و جلوه کرد
سهم ما / اشک بهاران داده اند
ای خدا / این جمعه روزی کن فرج
جمعه را بهر محبان داده اند
24 فروردین 1391
|
مطالب قدیمی تر »